ابن هشام الحميري ( مترجم : سيد هاشم رسولى محلاتى )
87
السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي )
( 1 ) آمدى و از اين جنگ زنده برگشتى آنقدر به تو بدهم كه ثروتمند و بىنياز شوى و اگر هم كشته شدى عيال و دخترانت را مانند عيال و دختران خودم سرپرستى كنم . ابو عزة با اين سخنان راضى شد و براى بسيج بميان قبائل مزبور رفت و با خواندن حماسههاى جنگى آنان را بسيج كرد . مسافع بن عبد مناف نيز بميان قبيلهء بنى كنانة رفت و آنان را بسيج كرد . جبير بن مطعم - يكى از بزرگان قريش - غلامى داشت كه از اهل حبشه و وحشى نام داشت ، وحشى در پرتاب كردن حربه بسوى دشمن مهارت خاصى داشت ، و حربهء مخصوص به خود داشت كه معمولا هر گاه بسوى كسى پرتاب ميكرد بهدف مىخورد و خيلى بندرت خطا ميرفت ، در اين موقع جبير او را طلبيده به او گفت : همراه لشگر قريش بمدينه برو و اگر بتوانى حمزة بن عبد المطلب عموى محمّد را بانتقام عموى من طعيمة بن عدى بكشى تو را آزاد ميكنم . شركت زنان در جنگ احد : قريش فعاليت زيادى در تجهيز سپاه از خود نشان دادند و آنچه توانستند افراد جنگى و سربازان زيادترى را با خود برداشتند و براى اينكه مانند جنگ بدر به زودى فرار نكنند گروهى از زنان خود را نيز همراه برداشتند تا بخاطر آنها هم كه شده پايدارى بيشترى در جنگ نشان دهند . از جمله زنانى كه همراه لشگر قريش آمده بودند : هند دختر عتبة همسر أبو سفيان بود كه ضمنا شوهرش ابو سفيان رياست لشگر را نيز به عهده داشت . ام حكيم دختر حارث بن هشام همسر عكرمة بن ابى جهل . فاطمه دختر وليد بن مغيرة زن حارث بن هشام . برزة يا رقية دختر مسعود بن عمرو همسر صفوان بن اميه . ريطة دختر منبه بن حجاج كه شوهرش عمرو بن عاص بود . سلافه دختر سعد بن شهيد همسر طلحة بن ابى طلحه كه شوهر و فرزندانش